عاشقانه های دل من(خدا و آرامش با او )

عاشقانه های دل من(خدا و آرامش با او )

دستوری برای آرامش قلب

دستوری برای آرامش قلب


حجة الاسلام صحفی می‌گوید در اواخر عمر مبارک علامه طباطبایی، از ایشان خواستم برای آرامش قلب، دستوری بفرمایند، فرمودند:

«دست را روی سینه بگذار و سه ـ چهار بار نشسته و ایستاده (یا فرمود: ایستاده و نشسته ـ که یادم نیست ـ) این آیه را بخوان:

«الذین آمنوا و تطمئن قلوبهم بذکر الله؛ ألا بذکر الله تطمئن القلوب؛

کسانی که ایمان آورده‌اند و دل‌هایشان به یاد خدا آرام می‌گیرد، آگاه باش که با یاد خدا دل‌ها آرامش می‌یابد.» (رعد/ 28)

و من اثر این دستور را هم دیدم... .

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم اردیبهشت 1389ساعت 0:12  توسط بنده خدا  | 

آرامش دل با یاد خدا

یکی از بزرگ ترین مشکلات بشر امروزی، اضطراب و فشارهای روانی است، که پیامدهای منفی فروانی هم به دنبال داشته است . انسان در راه رسیدن به آرامش کوشش های فراوانی را به کار برده است، اما چون راه صحیح آن را نیافته است، تلاشش بی ثمر مانده است . پیشرفت علم و تکنولوژی نیز با همه ی غوغایش، بیش از پیش او را در گرداب ناآرامی و اضطراب و تردید غوطه ور ساخته است .

 

اضطراب و دلهره از راه های گوناگونی ممکن است به وجود آید: الف - ترسیم آینده های تاریک; افرادی که برای خود آینده های تاریک ومبهم تصور می کنند، هر آن ممکن است دچار بیماری و درماندگی و ... شوند و از این نگرانی و ترس، بسیار رنج می برند . ب - ضعف و ناتوانی; گاه انسان در برابر مشکلات فراوان زندگی به این فکر فرو می رود که ممکن است از عهده ی حل آن ها برنیایم، همین تصور او را مضطرب میسازد . ج - احساس پوچی در زندگی; د - دنیا پرستی و ترس از مرگ .

امروز، نه تنها جوامع غیر دینی و سکولار، که جوامع دینی نیز به دلیل غفلت از گنجینه ی غنی و گران بهایی که از ایمان در اختیار دارند، از فشارهای روانی و دلهره های بی مورد در رنجند . خدایی که انسان را آفرید و برای هدایت و راهنمایی او کتابهای آسمانی و پیامبران را فرستاد، بی شک عوامل آرامش و آسایش او را از زبان پیامبران خود بیان کرده است .

انسان هنگامی که کارهای خود را با تفکر و تعقل انجام دهد و به این بیندیشد که کارهایش برای سعادت اخروی سودمند است، این کار فکری با آرامش خاطر وبدون هیچ گونه تزلزل و اضطرابی صورت می گیرد; اما اگر تنها زندگی مادی را ببیند و از هوی و هوس پیروی کند، وهم و خیال به سراغ او آمده و او را از راه راست منحرف می سازد و اورا در تصمیم خود مضطرب و در اقدام به کارهای مهم سست میگرداند .

آرامش دل و اطمینان خاطر مقدمه ای است برای نشاط . کسی دارای روحیه شادابی است که از فشار روانی و دلهره در در امان باشد . خداوند در آیه ی بیست و هشت سوره ی رعد مهم ترین عامل آرامش را یاد خود میداند:

الذین آمنوا وتطمئن قلوبهم بذکر الله الا بذکر الله تطمئن القلوب (رعد/28) کسانی که ایمان آورده اند و دل هایشان به یاد خدا آرام می گیرد، آگاه باش که (تنها) با یاد خدا دل ها آرامش می یابد .

مقصود از این که یاد حق آرامش دهنده ی قلب هاست، تنها ذکر زبانی نیست . هر چند ذکر لفظی (یک واژه را چند بار تکرار کردن) در انسان تاثیر دارد و موجب تلقین مفهوم آن واژه به دل می شود، بلکه علاوه بر ذکر زبانی، ذکر قلبی نیز نیاز است تا با تمام وجود متوجه عظمت خداوند شده، حضور خدا را در همه جا و تمام حالات درک کند، تا اگر صحنه ی گناهی برایش پیش آمد، بتواند یوسف وار از آن چشم پوشی کند . چرا که حضرت علی ( علیه السلام) می فرماید: ذکر بر دو نوع است، یاد خداوند در هنگام مصیبت و از آن بالاتر، یاد خداوند است در هنگامی که حرامی پیش بیاید و از آن چشم بپوشی . (1)

هیچ کنجی بی دد و بی دام نیست

جز به خلوتگاه حق آرام نیست

گر گریزی بر امید راحتی

زان طرف هم پیشت آید آفتی (مولوی) 

 

 

 نام خدا بر لب، همانند آبیاری شاخه ی درخت است که تنها گرد گیری از آن می کند، ولی یاد خدا در دل مثل آبیاری ریشه ی درخت است که مایه ی بالندگی و ثمر بخشی آن خواهد بود . اثر چنین یادی این است که انسان را با شور و نشاط به تولید، کار، اشتغال و تامین نیازهای جامعه وامی دارد تا از هر گونه تنبلی و تن پروری بپرهیزد و نیز هیچ کار سود آوری او را از یاد خدا غافل نسازد تا از کار حلال دست بردارد و یا به کار حرام روی آورد . چنان چه خداوند می فرماید:

«مردانی که نه تجارت و نه داد و ستدی آنان را از یاد خدا و برپا داشتن نماز و دادن زکات به خود مشغول نمی دارد و از روزی که دل ها و دیده ها در آن زیرورو می شود، می هراسند .» (نور/37)

این مردان الهی در اثر یاد خدا، نه تنها از عبادت های بدنی امتناعی ندارند، بلکه از زکات و انفاق به مستمندان نیز غافل نیستند .

یکی از مصادیق یاد خداوند، یاد پیامبر اکرم و امامان معصوم - صلوات الله علیهم - است; زیرا امام صادق ( علیه السلام) در مورد آیه ی «الابذکرالله ...» می فرمایند:

«به محمد علیه و آله السلام تطمئن القلوب و هو ذکر الله » (منظور از آیه این است که با یاد پیامبر دل ها آرام می گیرد که او یاد خداست) (2)

رسول خدا ( صلی الله علیه و آله) - فرمودند: «مراد از» «الذین آمنوا» شیعیان است و مراد از «ذکر الله » امیرالمؤمنین و ائمه - صلوات الله علیهم - است . (3)

که یاد آن حضرات مایه ی آرامش است، این که ما شیعیان در شادی آنان خوشحال و در غم آنان اندوهگین هستیم، گذشته از آرامش به نشاط می رسیم، که بارها آن را آزموده ایم .

پیامبران و امامان معصوم ( علیهم السلام) بالاترین مرحله ی آرامش را دارا بودند . به یک نمونه در این زمینه نگاه می کنیم:

امام سجاد ( علیه السلام) می فرمایند: «هنگامی که کار جنگ در نبرد کربلا سخت شد، پدرم حسین بن علی ( علیه السلام) در آرامش کامل بود و هر لحظه رنگ چهره ی او روشن تر و بشاش تر می گشت، برخی بر خلاف پدرم رنگشان زرد شده و ترس بر اندامشان افتاده بود و دل هاشان می لرزید، حسین بن علی ( علیه السلام) به آنان فرمود: ای بزرگ زادگان صبر کنید، مرگ جز پلی بیش نیست که شما را از این سختی ها به بهشت وسیع عبور می دهد ... .» (4)

چگونگی آرامش دل با یاد خدا:

ذکر حضرت حق دل را صیقل داده، انسان خاکی و ملکی را به ملکوت متصل می سازد . او با کمال مطلق ارتباط پیدا می کند و این ارتباط آرامشی بسیار لذت بخش به او عنایت می کند . در پرتو چنین ارتباطی احساس می کند به غیر خدا پناه بردن جز فرومایگی چیزی بر او نمی افزاید . دریچه ی دل چون با یاد پروردگار باز شد، انسان احساس می کند خدا هم او را یاد کرده است، که خود می فرماید:

«فاذکرونی اذکرکم واشکروا لی ولا تکفرون » (بقره/152)

مرا یاد کنید، تا شما را یاد کنم، و شکر مرا به جا آورید و کفران نعمت های من نکنید . شما از طریق بندگی خداوند و با تمام وجود و دل وجان به یاد او باشید، تا خداوند هم به یاد شما باشد و نعمت هایش را بر شما افزون کند .

امام صادق ( علیه السلام) می فرمایند: «بدانید هر کس از مؤمنان خدا را یاد کند، خداوند او را به خوبی یاد می کند، پس در طاعت خداوند بکوشید .» (5)

توجه به خدا در ایجاد آرامش قلبی بدین جهت است که: 1 - خداوند، هدف نهایی فطرت انسان است و انسان ناخودآگاه در طلب این مطلوب نهایی در حرکت است و تا به او نرسد، آرام نمی گیرد . 2 - کسی که توجه به خدا ندارد در واقع به غیر او که همان دنیا و مظاهر آن باشد، دل بسته است . این فرد هر مقدار از نعمت ها و بهره های دنیا برخوردار گردد در هراس و دلهره ی بیش تری قرار میگیرد; زیرا دایم در حسرت امری است که نصیب او نشده و در اضطراب است که آنچه دارد از دست ندهد . بنابراین گرفتار رنج و اندوه دایمی میشود و با کوچک ترین سختی و مصیبتی تعادل روحی خود را از دست داده، زندگی سخت و محنت باری را خواهد داشت . ترسیم قرآن از این بحران روحی چنین است:

«ومن اعرض عن ذکری فان له معیشة ضنکا ونحشره یوم القیامة اعمی » (طه/124) و هر کس از یاد من روی (و دل) بگرداند، در حقیقت زندگی تنگ (و سختی) خواهد داشت و روز رستاخیز او را نابینا محشور می کنیم .

روی گردانی از یاد خدا دو ثمره ی بسیار تلخ دارد: 1) داشتن زندگی ناگوار و تنگ 2) دوست شدن با شیطان همان گونه که قرآن می گوید:

«ومن یعش عن ذکر الرحمن نقیض له شیطانا فهو له قرین » (زخرف/36) و هر کس از یاد (خدای) رحمان دل بگرداند، بر او شیطانی می گماریم تا برای وی دم سازی باشد .

اگر انسان غرق در لذات دنیا شود به صورتی که او را از یاد خدای مهربان - که رحمت وسیعش همه ی موجودات را شامل می شود - باز دارد، خداوند شیطانی را بر او مسلط می سازد تا همواره با او هم نشین باشد، رشته هایی در گردن او افکنده، هر جا که خاطرخواهش باشد، او را ببرد .

یاد خدا و بقای نشاط

خداوند در این زمینه می فرماید:

«یا ایها الذین آمنوا اذا لقیتم فئة فاثبتوا واذکروا الله کثیرا لعلکم تفلحون » (انفال/45)

ای گروه مؤمنان هنگامی که دست هایی از دشمنان را در میدان نبرد در برابر خود دیدید، ثابت قدم باشید و خدا را فراوان یاد کنید، باشد که رستگار و پیروز شوید . هنگامی که سرباز مجاهد، به یاد قدرت بی پایان و رحمت گسترده ی الهی باشد، احساس می کند در میدان مبارزه تنها نیست . این امر می تواند در تمام صحنه های زندگی او در برابر ناملایمات مقاوم سازد .

خداوند برای دلداری رسول اکرم ( صلی الله علیه و آله) در برابر سختی ها، خطاب به او میفرماید:

«ولقد نعلم انک یضیق صدرک بما یقولون فسبح بحمد ربک وکن من الساجدین » (حجر/97 و 98)

ما می دانیم که سخنان مشرکان سینه ی تو را تنگ و ناراحت می سازد، روح لطیف و قلب حساس تو نمی تواند در برابر بدگویی های آنان ساکت بنشیند و سخنان کفر آمیز آنان را تحمل کند، به همین دلیل اندوهگین می شوی . برای برطرف شدن این ناراحتی به تسبیح پروردگارت بپرداز و در برابر ذات پاکش سجده به جای آور . ذکر خداوند اثرات بد گفتار آنان از بین برده، به تو نیرو و توان تحمل بیش تر می بخشد .

هر چند خطاب آیه به پیامبر اکرم ( صلی الله علیه و آله) است، ولی در نهایت آن شامل همه ی افراد می شود . هر کس می خواهد در برابر سختی ها مقاوم باشد و همیشه به یاد خدا باشد و او را حاضر و ناظر بر کردار خویش بداند .

قرآن آرامش اولیای الهی را چنین بیان می کند:

«الا ان اولیاء الله لا خوف علیهم ولا هم یحزنون الذین آمنوا وکانوا یتقون » (یونس/62 و 63) آگاه باشید که بر دوستان خدا نه بیمی است و نه آنان اندوهگین می شوند; همانان که ایمان آورده و پرهیزگاری ورزیده اند .

ترس و اندوه، دو حالت روانی و برهم زننده ی آرامشند . نفی آن دو از سوی اولیای خدا، مساوی با حصول آرامش و برطرف شدن اضطراب دوستان راستین خدا آن قدر به خدا نزدیک شده اند که میان آنان و خدا فاصله ای نیست، آنان از هر گونه وابستگی به جهان ماده آزادند، نه با از دست دادن امکانات مادی فریادشان بلند میشود، و نه ترس از آینده افکارشان را به خود مشغول می سازد . اولیای خدا، کسانی هستند که حوادث ناگوار روزگار در دیدگاه آنان زشت و ناخوشایند جلوه نمی کند، هر چه از دست بدهند غمی به دل راه نداده و اندوه بر چهره شان نمی نشیند، اینان برخوردار از اطمینان و آرامش نفس هستند .

آرامش اولیای خدا بشارتی از سوی خداوند به آنان است، که از راه ایمان وتقواپیشگی به این مقام رسیده اند که نه در دنیا و نه در آخرت از هیچ نترسند و بر هیچ امری نگران نباشند; جز مواردی که خدا خواهد، و خداوند خواسته تا از پروردگار خویش و از دست رفتن کرامت الهی، ناراحت باشند که این ترس و حزن، تسلیم در برابر خداست . (6)

در آیات و روایات متعددی یاد خداوند را از جنبه هایی چون تشویق به آن، فواید دنیوی و اخروی آن، زمان ومکان آن و کیفیت ذکر، را تاکید کرده اند; که بسیاری ازخطاهایی که بشر انجام می دهد به سبب غفلت او از خداست; بی شک اگر انسان همواره به یاد خدا باشد و خود را در پیشگاه الهی حاضر ببیند، از کردارهای ناپسند خودداری می کند .

پی نوشت ها:

1 . مجلسی، محمد باقر; بحار الانوار;) چاپ ایران (ج 71، ص 93، ح 48 . و نیز همان، ج 77، ص 51 ح 3

2 . تفسیر العیاشی، ج 2، ص 227

3 . تفسیر کنز الدقایق، ج 6، ص 447

4 . صدوق; معانی الاخبار; ص 288

5 . تفسیر کنز الدقایق، ج 2، ص 194

6 . ر . ک: المیزان، ج 10، ص 88 . تفسیر نمونه، ج 8، ص 332

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم اسفند 1388ساعت 0:11  توسط بنده خدا  | 

منتظر عشق

 

آقاي من گوش كن

نداي درونيم را كه چگونه جام حسرت نوشيده است و دلش گواهي آمدنت را مي دهد، آمدني كه اگر چه اين روزها نشانه هايش را يكي پس از ديگري نويد مي دهند، اما آن نشانه اصلي كه تو بي صبرانه به انتظارش نشسته اي، همچنان محقق نشده است و چه سخت است كه بگوييم روزها براي آمدنت كوتاه، اما عمر دل گنهكار ما بسيار طولاني شده است. گر چه خوب مي دانيم كه تو براي آمدنت نه روزها كه قلب هاي مان را مي نگري و البته سخت است كه بگوييم هنوز دل هاي مان براي آمدنت فرش پهن نكرده اند با اينكه نشانه هاي آمدنت را با زبان مان خوب مي شماريم!
كاش مي فهميديم كه عمر ما روزي تمام مي شود و آن وقت هيچ عذري حتي ديدن تو ساعتي را براي زندگي به ما نخواهد بخشيد تا روي ماه تو را كه اين سال ها هر چند به زبان در انتظارش بوديم، ببينيم. آقاجان گرچه دل مان گواه خوبي مان نيست، اما تو همان لب هايي را ببين كه چگونه نداي «مهدي بيا» ، «مهدي بيا» سر داده اند، به اميد آنكه نگاهت، دل مان را هم «به انتظار آمدنت» نوراني كند.

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم بهمن 1388ساعت 20:59  توسط بنده خدا  | 

بصیرت دینی،شناخت خدا

به دنیا که آمدم،دیدم!

والدینم:

          ایرانی بودند.

          مذهبی بودند.

          خدا پرست بودند.

          مسلمان بودند.

          شیعه بودند.

 

چشمم را باز کردم،دیدم!

خودم:

          ایرانی هستم.

          مذهبی هستم.

         خدا پرست هستم

         مسلمان هستم.

         شیعه هستم.

به خدا گفتم ببین من چقدر بهت نزدیکم!

 

کمی با خودم فکر کردم،دیدم!

اگه والدینم:

         خارجی بودند.

         خدا پرست نبودند.

         لائیک بودند.

         مسلمان نبودند.

         شیعه نبودند.

من چگونه بودم؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!

میخوام اصل مطلب رو بنویسم!،ما به عنوان یک بچه شیعه ی مسلمان چقدر در اعتقادات خود محکم هستیم و به ایمان کامل رسیدیم؟چقدر شناخت داریم؟چقدر استواریم؟چقدر تحقیق کردیم؟چقدر معرفت الهی داریم؟چند پله از نردبان وصل الهی را طی کردیم؟اصلا قدم بر نردبان گذاشتیم؟یا خود را بالا میبینیم؟

 

وای بر ما بچه مسلمان ها!وای بر بی بصیرتیمان!وای بر تنبلیمان!وای بر کاهلیمان!

همین جاست که با کوچکترین امتحان مردود میشویم.

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم دی 1388ساعت 23:39  توسط بنده خدا  | 

مناجات آخر امام حسین (ع)

آخرین نیایش امام(ع) دریایی از عرفان و معرفت و عشق و دلدادگی به معبود است:

 

«ای خدایی که مقامت بس بلند، غضبت شدید و نیرویت      بالا تر از هر نیرو می باشد ، تو که ازمخلوقات خویش   مستغنی هستی و در کبریا و عظمت فراگیر، به آنچه  بخواهی توانا ، رحمتت به بندگانت نزدیک، وعده ات  صادق ، نعمتت شامل و امتحانت زیباست، به بندگانت       که تو را بخوانند نزدیک وبرآنچه آفریده ای احاطه داری      و هرکس را که از درتوبه آید پذیرایی، آنچه راکه اراده    کنی توانایی،آنچه را که بخواهی  درک توانی کرد، کسی      را که شکرگزار تو باشد، شکر گذاری و یاد کننده ات را یاد آوری.

من در حال نیاز تو را خوانم و در حال فقربه سوی تو روی آرم، ترسان به پیشگاهت فزع می کنم ، غمگین در برابرت می گریم ، از تو مدد می طلبم که ناتوانم، خود را به تو وامی گذارم که بسنده ای.

خدایا در میان ما و قوم ما داوری کن که آنان از راه مکر و حیله وارد شدند و دست از یاری ما برداشتند و ما را که از فرزندان پیامبر (ص) و حبیب تو محمد (ص) هستیم به قتل رسانیدند! پیامبر ی که به رسالت خویش انتخاب نموده و امین وحی قرار داده ای، ای خدا ، ای مهربانترین ! در حوادث بر ما گشایش و در پیش آمدها بر ما خلاصی عنایت کن. » 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم دی 1388ساعت 22:32  توسط بنده خدا  |